به گزارش «فایننشالتایمز» و «رویترز» در ۲۲ اکتبر، مالکان اینفینیوم در روزهای اخیر فرآیند بررسی امکان فروش این مجموعه را آغاز کردهاند. این فرآیند هنوز در مراحل اولیه قرار دارد و ممکن است در نهایت به معاملهای منجر نشود. اینفینیوم نیز از اظهارنظر درباره این موضوع خودداری کرده است.
شرکتهای شِل و اکسونموبیل هرکدام مالک ۵۰ درصد سهام اینفینیوم هستند و تاکنون هیچ توافق الزامآوری برای فروش گزارش نشده است. رقم ۸ میلیارد دلار نیز صرفا هدف اولیه ارزشگذاری برای آغاز مذاکرات است و نباید آن را قیمت قطعی معامله دانست.
اینفینیوم در ژانویه ۱۹۹۹ از ادغام بخش افزودنیهای شِل و اکسونموبیل تاسیس شد و دفتر مرکزی آن در ابینگدون، آکسفوردشر انگلستان قرار دارد. این شرکت در کنار لوبرزول، آفتون کمیکال و شورون اورونایت، یکی از چهار توسعهدهنده بزرگ پکیجهای افزودنی روانکار در جهان محسوب میشود؛ ساختاری که شکلگیری آن حاصل موج ادغامها در صنعت افزودنیهای شیمیایی است.
براساس اطلاعات منتشرشده از سوی شرکت، اینفینیوم حدود ۲ هزار نفر نیروی انسانی دارد و ۱۰ سایت تولیدی را اداره میکند. از این تعداد، ۶ کارخانه اصلی در نیوجرسی آمریکا، ریودوژانیرو برزیل، کلن آلمان، وادو لیگوره ایتالیا، سنگاپور و ژانگجیگانگ چین قرار دارند. همچنین این شرکت با مشارکت اپراتورهای ثالث، دو کارخانه در فرانسه دارد و مراکز تجاری آن در آمریکا، چین و سنگاپور فعال هستند.
محصولات اینفینیوم در بیش از ۹۰ کشور جهان عرضه میشوند و براساس گزارش فایننشالتایمز، این مجموعه سالانه بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار سود عملیاتی پیش از کسر بهره، مالیات، استهلاک و هزینههای استهلاک داراییهای نامشهود (EBITDA) ایجاد میکند. این شرکت رقم درآمد سالانه خود را منتشر نمیکند، اما در بروشور رسمی آن به حدود ۲ هزار و ۹۰۰ پتنت ثبتشده در سطح جهان اشاره شده است.
انگیزه فروش این مجموعه را میتوان از دو زاویه بررسی کرد. شِل در روز سرمایهگذار مارس ۲۰۲۵ اعلام کرد که خود را مالک طبیعی سبد داراییهای شیمیایی نمیداند و قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ میزان حضور خود در این حوزه را کاهش دهد. این شرکت درحال بررسی فرصتهای راهبردی و مشارکت در بخش شیمیایی آمریکا، بهبود ترکیب داراییهای اروپایی و تعطیلی انتخابی برخی واحدهاست.
در ماه آگوست نیز رویترز از علاقه خریدارانی ازجمله اکسونموبیل و لیوندلبازل به داراییهای شیمیایی شِل در آمریکا خبر داده بود؛ پروندهای که البته با موضوع فروش اینفینیوم تفاوت دارد. در آن معامله، اکسونموبیل در جایگاه خریدار بالقوه مطرح بود، اما در پرونده جدید، خود این شرکت یکی از فروشندگان احتمالی محسوب میشود.
از منظر اکسونموبیل نیز نقد کردن سهام یک سرمایهگذاری مشترک که جزو فعالیتهای اصلی شرکت نیست، میتواند در راستای تمرکز بیشتر بر بخش بالادستی نفت و گاز و بازگرداندن سرمایه به سهامداران ارزیابی شود. فروش احتمالی همزمان از سوی دو غول نفتی، نشانهای از تغییر نگاه آنها به مالکیت یکپارچه در صنعت افزودنیهاست؛ صنعتی با حاشیه سود بالا که در عین حال به سرمایهگذاری سنگین در تحقیق و توسعه و دریافت تاییدیههای خودروسازان نیاز دارد.
چرا اکنون؟
تروور گانتلت، مشاور صنعت و از مدیران سابق شِل، در گفتوگو با نشریه «Lubes'n'Greases» این پرسش را مطرح کرده است که آیا بررسی امکان فروش اینفینیوم به آرامتر شدن موج حذف موتورهای احتراق داخلی ارتباط دارد یا خیر. اشاره او به بازنگری در سیاستهای ممنوعیت فروش خودروهای مجهز به موتور احتراقی در اروپا و آمریکاست.
اینفینیوم نیز در سال ۲۰۲۴ ساختار خود را بهعنوان یک شرکت تخصصی شیمیایی بازآرایی کرد و فعالیتهایش را در دو واحد تجاری متمرکز ساخت؛ واحد نخست به فناوریهای مرتبط با موتورهای احتراق داخلی و واحد دوم به پیشرانههای برقیسازیشده و پروژههای مرتبط با باتری اختصاص دارد.
این ساختار دوگانه میتواند شرکت را در هر دو سناریوی آینده صنعت خودرو به گزینهای جذاب برای سرمایهگذاران تبدیل کند. اگر روند گذار به خودروهای برقی کندتر از پیشبینیها پیش برود، درآمد حاصل از افزودنیهای موتور و سوخت همچنان پایدار خواهد ماند. در مقابل، شتاب گرفتن برقیسازی نیز فرصت رشد در حوزه سیالات خنککننده باتری، روانکارهای ویژه و محصولات مرتبط با سامانههای انتقال قدرت الکتریکی را فراهم میکند.
خریدار احتمالی کیست؟
فایننشالتایمز از احتمال ورود سرمایهگذاران خصوصی و صندوقهای سرمایهگذاری به رقابت برای خرید این مجموعه سخن گفته است؛ الگویی که سال گذشته در واگذاری شرکت کاسترول از سوی BP به گروه زیرساختی استونپیک در معاملهای به ارزش ۱۰ میلیارد دلار نیز مشاهده شد.
ارزشگذاری اولیه ۸ میلیارد دلاری اینفینیوم، با توجه به EBITDA سالانه ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلاری آن، معادل حدود ۱۰ تا ۱۱ برابر این شاخص است. چنین ضریبی برای یکی از بازیگران پیشرو صنعت افزودنیهای روانکار، با برخورداری از قراردادهای بلندمدت با خودروسازان و پالایشگاهها، در محدودهای قابلتصور قرار میگیرد.
بااینحال، یکی از چالشهای مهم در این معامله به تاییدیههای فنی بازمیگردد. فرمولاسیونهای اینفینیوم در هزاران تاییدیه رسمی خودروسازان و استانداردهای بینالمللی API، ACEA و ILSAC مورد استفاده قرار گرفتهاند. بنابراین، هرگونه تغییر مالکیت باید بهگونهای مدیریت شود که زنجیره تایید محصولات، اعتبار فنی فرمولاسیونها و همکاری با مشتریان صنعتی دچار اختلال نشود.
برای بازار ایران و منطقه نیز این معامله میتواند پیامدهای دوگانهای داشته باشد. از یکسو، خروج دو سوپرمیجر نفتی از مالکیت مستقیم اینفینیوم ممکن است استقلال تصمیمگیریهای فنی و تجاری این شرکت را افزایش دهد و زمینه انعطاف بیشتر در قیمتگذاری و عرضه محصولات به بلندرهای مستقل را فراهم کند.
از سوی دیگر، ورود صندوقهای سرمایهگذاری خصوصی معمولا با فشار برای افزایش سودآوری، بهینهسازی سبد محصولات و حذف گریدهای کمحاشیه همراه است. چنین رویکردی میتواند به افزایش قیمت پکیجهای گرانقیمت مانند SP، C6 و افزودنیهای مورد استفاده در روغنهای دنده با گرانروی فوقپایین (ULV) منجر شود.
درنهایت، فروش احتمالی اینفینیوم میتواند به معنای پایان یک دوره ۲۷ ساله از همکاری دو رقیب تاریخی در یکی از پنهانترین، اما حیاتیترین لایههای صنعت روانکار باشد؛ صنعتی که بدون فناوری افزودنیها، تولید و عرضه روغنموتورهای مدرن عملا امکانپذیر نیست.
اینکه آیا این دارایی با ارزشگذاری ۸ میلیارد دلاری به مالک جدیدی واگذار میشود یا مالکان پس از ارزیابی شرایط بازار از فروش آن منصرف خواهند شد، آزمونی مهم برای سنجش نگاه سرمایهگذاران به آینده صنعت روانکار و تداوم حیات موتورهای احتراق داخلی در کنار گسترش خودروهای برقی خواهد بود.
