سردبیر روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
رئیسجمهور با تاکید بر ضرورت کاهش مصرف سوخت در کشور، هدفگذاری مصرف ۵ لیتر بنزین در هر ۱۰۰ کیلومتر را مطرح کرده و وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز این هدف را بهعنوان یکی از جهتگیریهای صنعتخودرو دنبال میکند؛ هدفی که اگرچه از منظر سیاستگزاری انرژی و صنعتخودرو قابل دفاع است، اما فاصله میان «هدفگذاری» و «امکان تحقق» آن باید بهدرستی دیده شود.
کاهش مصرف سوخت، حاصل یک تصمیم اداری یا تغییر یک قطعه در خودرو نیست؛ نتیجه مستقیم مجموعهای از فناوری، طراحی قوای محرکه، وزن خودرو، کیفیت سوخت، استانداردهای آلایندگی، الگوی رانندگی و مهمتر از همه، سیاست صنعتی منسجم است.
امروز در شرایطی از هدف مصرف ۵ لیتر سخن گفته میشود که بخش عمده خودروهای تولید داخل همچنان به موتورهای احتراقی متکی و میانگین مصرف اعلامی بسیاری از محصولات داخلی ۷.۴ تا ۷.۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر قرار دارد.
مساله مهمتر آن است که صنعتخودرو کشور برای رسیدن به این نقطه باید سالها پیش سرمایهگذاری در فناوری قوای محرکه، هیبریدیسازی، کاهش وزن، بهبود بازده موتور و توسعه سامانههای مدیریت انرژی را آغاز میکرد. بخشی از این فرصتها در سالهای گذشته از دست رفته و اکنون تحریمها، محدودیت دسترسی به فناوری و دشواری تامین قطعات و تجهیزات پیشرفته، مسیر حرکت را دشوارتر کرده است. از این رو، انتظار کاهش چشمگیر مصرف بنزین در کوتاهمدت، بدون تغییر در ساختار تولید، بیشتر به یک آرزو شبیه خواهد بود تا برنامه صنعتی، وزارت صمت در این شرایط باید از سطح اعلام هدف عبور کند و برای رسیدن به آن، نقشه راه فناوری و مصرف سوخت ارائه دهد.
این نقشه راه باید مشخص کند در چه بازهای چه سهمی از تولید کشور به خودروهای کممصرف، هیبریدی، برقی و سایر فناوریهای نوین اختصاص خواهد یافت و خودروسازان در برابر دریافت حمایتهای دولتی چه تعهد مشخصی برای کاهش مصرف خواهند داشت.
البته برقیسازی بهتنهایی پاسخ مساله بنزین نیست؛ کشور به یک سبد متنوع انرژی در حملونقل نیاز دارد. خودروهای هیبریدی میتوانند در شرایط فعلی و بدون وابستگی کامل به زیرساخت شارژ، بخش مهمی از مصرف سوخت را کاهش دهند.
خودروهای برقی نیز در صورت تامین زیرساخت مناسب، میتوانند در بخشی از سفرهای شهری جایگزین خودروهای بنزینی شوند. در کنار این دو، بهبود فناوری موتورهای احتراقی، استفاده گستردهتر از فناوریهای کاهش مصرف و حتی توسعه سوختهای جایگزین نیز باید در سیاست صنعتی کشور دیده شود.
از سوی دیگر، نباید از یک واقعیت مهم غافل شد؛ مصرف سوخت خودرو تنها به موتور وابسته نیست. وزن بالای خودرو، طراحی نامناسب بدنه، کیفیت و اندازه تایر، سیستم انتقال قدرت و حتی سطح تجهیزات نیز بر مصرف انرژی اثر میگذارند. بنابراین اگر هدف ۵ لیتر جدی است، باید این هدف به تمام زنجیره طراحی و تولید خودرو تسری پیدا کند.
در این میان، صنعت قطعهسازی نیز نقشی تعیینکننده دارد. توسعه موتورهای کممصرف و هیبریدی بدون شکلگیری زنجیرهتامین داخلی برای قطعات و سامانههای پیشرفته، وابستگی کشور را از واردات خودرو به واردات فناوری و قطعه منتقل خواهد کرد. بنابراین حمایت از شرکتهای دانشبنیان، مراکز تحقیق و توسعه و قطعهسازانی که در حوزه الکترونیک خودرو، مدیریت انرژی، موتورهای برقی و سامانههای انتقال قدرت فعالیت میکنند، باید بخشی از سیاست کاهش مصرف باشد.
از منظر اقتصادی نیز کاهش مصرف بنزین فقط یک دستاورد زیستمحیطی نیست. هر لیتر سوختی که در خودرو مصرف نمیشود، بخشی از هزینه سنگین تامین انرژی کشور را کاهش میدهد و فشار بر منابع ارزی، شبکه توزیع و بودجه عمومی را کمتر میکند. بههمین دلیل، سرمایهگذاری برای کاهش مصرف سوخت نباید هزینه تلقی شود؛ بلکه نوعی سرمایهگذاری ملی است که بازده آن در اقتصاد انرژی، محیطزیست و حتی قدرت رقابت صنعتخودرو نمایان خواهد شد.
بنابراین، هدف پنج لیتر باید از یک عدد در سخنرانیها به شاخص عملکرد صنعتخودرو تبدیل شود. وزارت صمت باید مسیر مشخصی برای رسیدن به این هدف طراحی کند، خودروسازان را به توسعه فناوری ملزم و در مقابل، حمایتهای خود را به تحقق شاخصهای واقعی مصرف، کیفیت و فناوری مشروط کند.
صنعتخودرو ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تنوع فناوری نیاز دارد. ادامه تولید خودروهای پرمصرف و امید بستن به افزایش تولید بنزین، دیگر پاسخ اقتصادی و صنعتی پایداری نیست. اگر قرار است ناترازی سوخت مهار شود، باید بخشی از راهحل را در کارخانههای خودروسازی جستوجو کرد.
۵ لیتر میتواند هدف درستی باشد؛ اما تحقق آن نیازمند تصمیم درست، سرمایهگذاری مستمر و مهمتر از همه، نقشه راهی است که صنعتخودرو را از تولید محصول موجود به سمت فناوری مورد نیاز آینده هدایت کند.
