البته نمیتوان انتظار داشت معاینه فنی به تنهایی مسئله آلودگی هوای شهرها را حل کند. آلودگی هوا حاصل مجموعهای از عوامل شامل کیفیت سوخت، وضعیت نیروگاهها و صنایع، خودروهای فرسوده، موتورسیکلتها، کیفیت احتراق، ترافیک و شرایط جوی است. با این حال، حملونقل یکی از منابع مهم انتشار آلایندههای شهری است و معاینهفنی میتواند یکی از ابزارهای قابل اجرا برای کنترل سهم خودروهای آلاینده باشد.
خودرو سالم، آلایندگی کمتر
موتور احتراقی برای عملکرد صحیح نیازمند ترکیب مناسبی از سوخت و هوا و همچنین سیستم احتراق سالم است. اختلال در سیستم سوخترسانی، خرابی شمع و کوئل، نقص سنسورها، گرفتگی فیلترها، خرابی کاتالیست و مشکلات مربوط به سیستم کنترل آلایندگی میتواند موجب افزایش انتشار آلایندهها شود.
در یک خودرو سالم، تجهیزات کنترل آلایندگی وظیفه دارند بخشی از گازهای آلاینده حاصل از احتراق را کاهش دهند. اما با افزایش سن خودرو و فرسودگی قطعات، عملکرد این تجهیزات نیز کاهش پیدا میکند.
بههمین دلیل، معاینه فنی فقط یک الزام اداری نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای شناسایی خودروهایی باشد که میزان آلایندگی آنها از حدود مجاز عبور کرده است.
مشکل اصلی؛ خودروهای فرسوده
یکی از مهمترین چالشها در مسیر کاهش آلودگی هوا، تردد خودروهای فرسوده است. خودروهایی که سالها از عمر آنها گذشته، حتی در صورت انجام تعمیرات معمول، بهدلیل استهلاک موتور و سیستمهای کنترل آلایندگی ممکن است آلایندگی بیشتری نسبت به خودروهای جدید داشته باشند.
در چنین شرایطی، معاینهفنی میتواند حداقل یک فیلتر اولیه ایجاد کند؛ یعنی خودروهایی که آلایندگی آنها از حد مجاز بالاتر است، بدون رفع نقص نتوانند بهشکل عادی در معابر تردد کنند.
اما این موضوع زمانی اثرگذار خواهد بود که فرآیند معاینهفنی واقعی باشد. اگر خودرو بهدلیل روابط، ضعف نظارت یا نقص تجهیزات بتواند بدون اصلاح ایراد گواهی دریافت کند، عملا فلسفه معاینهفنی زیر سوال میرود.
موتورسیکلتها؛ حلقه فراموششده
در بحث آلودگی هوا، توجه عمومی معمولا بیشتر به خودروها معطوف میشود؛ درحالی که موتورسیکلتها نیز سهم مهمی در تردد شهری دارند. تعداد بالای موتورسیکلتهای کاربراتوری و فرسوده و استفاده گسترده از آنها در شهرهای بزرگ، ضرورت توجه جدیتر به معاینهفنی این وسایل نقلیه را نشان میدهد.
موتورسیکلتهای قدیمی، بهویژه نمونههایی که سیستم احتراق و سوخترسانی آنها بهدرستی تنظیم نشده است، میتوانند آلایندگی بالایی داشته باشند. از طرف دیگر، تعداد زیاد موتورسیکلتها باعث میشود حتی آلایندگی هر دستگاه در مقیاس کلانشهری اهمیت پیدا کند.
اجرای دقیق معاینهفنی موتورسیکلتها البته نیازمند زیرساخت مناسب است. مراکز معاینهفنی باید به تجهیزات متناسب با انواع موتورسیکلت مجهز باشند و فرآیند آزمون نیز متناسب با فناوری موتورسیکلتهای مختلف انجام شود.
سختگیری بدون جایگزین کافی نیست
سختگیری در معاینهفنی زمانی میتواند به کاهش آلودگی هوا منجر شود که همزمان برنامهای برای اصلاح خودروهای مردودشده وجود داشته باشد.
اگر یک خودرو بهدلیل خرابی کاتالیست، سیستم سوخترسانی یا مشکلات موتور در آزمون آلایندگی رد شود، مالک باید بتواند با هزینه منطقی آن را تعمیر کند. در غیر این صورت، فشار صرفا به مالک خودرو منتقل میشود و ممکن است بهجای اصلاح خودرو، بازار تعمیرات غیراستاندارد و حذف تجهیزات کنترل آلایندگی رونق پیدا کند.
از این منظر، سیاستگزار باید میان معاینهفنی و سیاستهای حمایتی ارتباط ایجاد کند. ارائه تسهیلات برای تعمیر خودروهای پرکارکرد، کمک به تعویض قطعات آلایندگی و مهمتر از همه، تسریع در اسقاط خودروهای فرسوده میتواند اثربخشی معاینهفنی را افزایش دهد.
کیفیت سوخت را نمیتوان نادیده گرفت
یکی دیگر از نکات مهم این است که عملکرد سیستم کنترل آلایندگی خودرو به کیفیت سوخت نیز وابسته است. حتی اگر خودرو از نظر فنی در شرایط مناسبی قرار داشته باشد، سوخت نامناسب میتواند عملکرد موتور و تجهیزات کنترل آلایندگی را تحتتاثیر قرار دهد.
بنابراین مقابله با آلودگی هوا نباید به این نتیجه ختم شود که تمام مسئولیت برعهده مالک خودرو است. کیفیت سوخت، استاندارد خودرو، وضعیت قطعات، شبکه خدمات پس از فروش و سیاست اسقاط نیز بخشی از همین زنجیره هستند.
معاینهفنی در واقع باید محل بررسی نتیجه تمام این عوامل باشد؛ نه اینکه به ابزاری برای برخورد صرف با مصرفکننده تبدیل شود.
معاینهفنی باید به داده تبدیل شود
یکی از ظرفیتهایی که هنوز میتوان از آن بیشتر استفاده کرد، اطلاعات حاصل از مراکز معاینهفنی است. اگر مشخص باشد بیشترین خودروهای مردودشده به دلیل چه نقصهایی از آزمون عبور نمیکنند، میتوان سیاستگزاری دقیقتری انجام داد.
برای مثال، اگر در یک بازه زمانی مشخص بخش قابل توجهی از خودروها بهدلیل نقص سیستم کنترل آلایندگی مردود شوند، باید بررسی شود این مشکل بهکیفیت قطعات، تعمیرات، سوخت یا عمر بالای خودرو مربوط است.
همین دادهها میتواند برای خودروسازان نیز مفید باشد. اطلاعات واقعی خودروهای در حال تردد باید به چرخه طراحی و خدمات پس از فروش بازگردد تا مشخص شود یک قطعه یا سیستم در شرایط واقعی چه عملکردی دارد.
زمستان؛ زمان اجرای جدی قانون
فصل سرد سال، زمان مناسبی برای آزمون جدیت سیاستهای کنترل آلودگی هواست. در روزهایی که شرایط جوی اجازه پراکنده شدن آلایندهها را نمیدهد، هر خودرو یا موتورسیکلت آلاینده میتواند سهم بیشتری در افت کیفیت هوای شهر داشته باشد.
بنابراین اجرای دقیق معاینهفنی باید پیش از رسیدن به روزهای اوج آلودگی آغاز شود، نه زمانی که مدارس تعطیل شده و شاخص آلودگی به محدوده ناسالم رسیده است.
البته همزمان باید میان معاینهفنی، اسقاط خودروهای فرسوده، توسعه حملونقل عمومی، کنترل موتورسیکلتهای آلاینده و مدیریت ترافیک ارتباط برقرار شود. هیچکدام از این اقدامات به تنهایی راهحل کامل نیستند.
درنهایت، معاینه فنی را باید از یک فرآیند اداری به یک ابزار واقعی مدیریت آلودگی هوا تبدیل کرد. خودرویی که آلایندگی آن بالاتر از حد مجاز است، نباید صرفا با دریافت یک برگه اجازه ادامه تردد پیدا کند و در مقابل، مالک خودرویی که وسیلهنقلیه خود را بهدرستی نگهداری کرده است نیز نباید با فرآیندهای پیچیده و هزینههای غیرضروری مواجه شود.
سختگیری در معاینهفنی زمانی اثرگذار است که سه ضلع آن همزمان فعال باشند: آزمون واقعی، برخورد با خودروهای آلاینده و فراهم کردن امکان اصلاح یا جایگزینی آنها. در غیر این صورت، معاینهفنی به یک مرحله اداری دیگر در چرخه استفاده از خودرو تبدیل خواهد شد؛ اما اگر این زنجیره کامل شود، میتوان انتظار داشت که در فصل سرد، بخشی از آلایندگی ناشی از وسایلنقلیه موتوری پیش از آنکه وارد هوای شهر شود، کنترل شود.
