خط تولید شاهین

نوسان نرخ ارز در اقتصاد دیگر صرفا یک متغیر پولی نیست و به یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر هزینه تولید و قیمت کالاها تبدیل شده است. صنعت‌خودرو نیز به دلیل وابستگی مستقیم و غیرمستقیم به واردات قطعات، مواداولیه، ماشین‌آلات و تجهیزات، در برابر شوک‌های ارزی آسیب‌پذیر است. با این حال، فاصله میان میزان افزایش نرخ ارز و رشد قیمت خودرو را نمی‌توان فقط با هزینه قطعات وارداتی توضیح داد؛ انتظارات تورمی، هزینه تامین مالی، نقدینگی و هزینه جایگزینی نیز در این فرآیند نقش دارند.

مرتضی افقه، اقتصاددان در گفت‌وگو با «دنیای‌خودرو» با اشاره به این‌که از سال ۱۳۹۷ و تشدید تحریم‌ها، روابط خارجی به یکی از متغیرهای اصلی اثرگذار بر اقتصاد ایران تبدیل شده است، گفت: «بخش قابل توجهی از نوسانات نرخ ارز همچنان از محدودیت دسترسی به منابع ارزی و تحولات سیاسی ناشی می‌شود و آثار این تحولات نیز با سرعت زیادی به بازارهای مختلف منتقل می‌شود.»
این اقتصاددان افزود: «اثر نرخ ارز بر خودرو تنها به قطعات وارداتی محدود نیست و افزایش هزینه مواداولیه، ماشین‌آلات، تجهیزات و حتی هزینه‌های تامین مالی می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم هزینه تولید را افزایش دهد.» وی تصریح کرد: «انتظارات نیز در این میان یک متغیر واقعی است و زمانی که نقدینگی امکان بالفعل شدن این انتظارات را فراهم کند، فشار ایجادشده در بازار ارز و سایر بازارها می‌تواند به افزایش قیمت‌ها منجر شود.»
 

با توجه به این‌که هر شوک سیاسی یا اقتصادی در بازار ارز با فاصله کوتاهی در بازار خودرو نیز منعکس می‌شود، چرا نرخ ارز تا این اندازه به متغیر تعیین‌کننده قیمت خودرو تبدیل شده و سازوکار انتقال این شوک از بازار ارز به بازار خودرو چگونه اتفاق می‌افتد؟

صنعت‌خودرو از چند مسیر تحت‌تاثیر نرخ ارز قرار دارد. نخست، بخشی از قطعات و مواداولیه مورد استفاده در تولید خودرو به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به واردات وابسته است. بنابراین هر تغییری در نرخ ارز می‌تواند هزینه تامین این نهاده‌ها را افزایش دهد. حتی در بخش‌هایی که تولید داخل انجام می‌شود، نمی‌توان ارتباط با نرخ ارز را نادیده گرفت. بسیاری از مواداولیه، تجهیزات، ماشین‌آلات و قطعات مورد استفاده در زنجیره‌تولید خودرو یا وارداتی هستند یا قیمت آن‌ها تحت‌تاثیر قیمت‌های جهانی و نرخ ارز قرار دارد. بنابراین افزایش نرخ ارز درنهایت می‌تواند خود را در هزینه تولید نشان دهد. البته نباید همه افزایش قیمت خودرو را صرفا به نرخ ارز نسبت داد. تورم داخلی، هزینه تامین مالی، نقدینگی، دستمزد و انتظارات نیز در تعیین قیمت نهایی خودرو نقش دارند. نرخ ارز یکی از متغیرهای مهم است؛ اما تنها متغیر تعیین‌کننده نیست.
 

سهم واقعی ارز در هزینه تولید خودرو چقدر است؟ در ساختار تولید خودرو چه سهمی از هزینه نهایی واقعا به ارز وابسته است؟ مواداولیه، قطعات وارداتی، ماشین‌آلات، تجهیزات و هزینه‌های مالی ارزی هرکدام چه نقشی در این انتقال دارند و آیا شدت افزایش قیمت خودرو متناسب با میزان وابستگی واقعی تولید به ارز است؟

برای تعیین یک درصد ثابت نمی‌توان درباره همه خودروها و شرکت‌ها صحبت کرد؛ زیرا میزان وابستگی ارزی محصولات و زنجیره‌های تولید متفاوت است. نکته مهم این است که وابستگی ارزی فقط در قطعه وارداتی خلاصه نمی‌شود؛ ممکن است یک قطعه در داخل کشور تولید شود، اما مواداولیه، ماشین‌آلات یا فناوری مورد استفاده برای تولید آن از خارج تامین شده باشد. در چنین شرایطی، افزایش نرخ ارز حتی بدون واردات مستقیم قطعه، هزینه تولید آن را بالا می‌برد. از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز معمولا با افزایش عمومی سطح قیمت‌ها نیز همراه می‌شود. بنابراین خودروساز علاوه‌بر افزایش مستقیم هزینه نهاده‌های ارزی، با افزایش سایر هزینه‌های تولید نیز مواجه می‌شود. به همین دلیل باید اثر ارز را به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بررسی کرد. نمی‌توان گفت اگر نرخ ارز به‌عنوان مثال ۲۰ درصد افزایش پیدا کرد، قیمت خودرو نیز باید دقیقا ۲۰ درصد افزایش پیدا کند. رابطه میان این دو متغیر خطی و یک‌به‌یک نیست و مجموعه‌ای از عوامل در فاصله میان نرخ ارز و قیمت نهایی خودرو قرار دارند.
بخشی از فعالان بازار معتقدند حتی زمانی که قطعه یا ماده‌اولیه با ارز قبلی خریداری شده، قیمت محصول با نرخ ارز جدید تعدیل می‌شود.

آیا افزایش قیمت خودرو فقط از مسیر افزایش واقعی هزینه تولید اتفاق می‌افتد یا انتظارات تورمی و قیمت‌گذاری بر مبنای هزینه جایگزینی نیز نقش دارد؟

در اقتصاد تورمی، فعال اقتصادی فقط به‌هزینه‌ای که امروز پرداخت کرده نگاه نمی‌کند، بلکه به هزینه‌ای که برای جایگزینی آن کالا یا نهاده در آینده خواهد داشت نیز توجه دارد. بنابراین ممکن است کالایی با ارز قبلی خریداری شده باشد، اما تولیدکننده بداند برای خرید مجدد همان کالا باید ارز گران‌تری پرداخت کند. این همان چیزی است که در بسیاری از بازارها به‌عنوان هزینه جایگزینی شناخته می‌شود. البته این‌که یک بنگاه تا چه اندازه این افزایش احتمالی را در قیمت فعلی خود لحاظ کند، به شرایط بازار، قدرت رقابت، میزان تقاضا و سیاست قیمت‌گذاری نیز بستگی دارد. در کنار این مساله، انتظارات نیز اهمیت زیادی دارد. وقتی فعال اقتصادی انتظار افزایش بیشتر نرخ ارز را دارد، تصمیمات خود را بر مبنای شرایط آینده اتخاذ می‌کند. بنابراین افزایش قیمت ممکن است پیش از آن‌که تمام آثار افزایش نرخ ارز در هزینه واقعی تولید ظاهر شود، اتفاق بیفتد.
 

شما انتظارات را یک متغیر واقعی در اقتصاد می‌دانید و معتقدید نقدینگی امکان بالفعل شدن این فشار را فراهم می‌کند. در بازار خودرو این فرآیند چگونه عمل می‌کند؟ آیا ممکن است پیش از انتقال واقعی شوک ارزی به هزینه تولید، انتظار افزایش نرخ ارز باعث رشد قیمت خودرو شود؟

انتظارات در اقتصاد صرفا یک مساله ذهنی نیست. وقتی مردم یا فعالان اقتصادی انتظار دارند شرایط اقتصادی در آینده دشوارتر شود، رفتار خود را تغییر می‌دهند. ممکن است تقاضا برای ارز، طلا یا خودرو افزایش پیدا کند و همین افزایش تقاضا به تغییر قیمت‌ها منجر شود. بازار خودرو در ایران به‌دلیل این‌که علاوه‌بر مصرف، برای بخشی از جامعه نقش حفظ ارزش دارایی را نیز پیدا کرده، می‌تواند نسبت به انتظارات حساس باشد. در چنین شرایطی حتی اگر هزینه واقعی تولید هنوز به اندازه تغییرات نرخ ارز افزایش پیدا نکرده باشد، انتظار افزایش هزینه‌های آینده می‌تواند روی قیمت اثر بگذارد. البته انتظارات به تنهایی نمی‌تواند هر افزایش قیمتی را توضیح دهد. برای بالفعل شدن این انتظارات باید نقدینگی و قدرت خرید نیز وجود داشته باشد. به‌همین دلیل کنترل نقدینگی اهمیت پیدا می‌کند. انتظارات می‌تواند فشار بالقوه ایجاد کند، اما نقدینگی امکان بالفعل شدن آن را فراهم می‌کند.
 

اگر نرخ ارز تحت‌تاثیر تحولات سیاسی و محدودیت دسترسی به منابع ارزی قرار داشته باشد، صنعت‌خودرو عملا با متغیری خارج از کنترل خود مواجه است. در چنین شرایطی سیاستگزار چگونه می‌تواند از انتقال کامل شوک ارزی به هزینه تولید جلوگیری کند؟

در شرایط عادی، سازوکار بازار اهمیت زیادی دارد؛ اما در شرایط بحرانی دولت نمی‌تواند نسبت به بازارهای حساس و کالاهای حیاتی بی‌تفاوت باشد. حتی در اقتصادهای سرمایه‌داری نیز در شرایط جنگ و بحران، دولت‌ها برای جلوگیری از انتقال شوک به معیشت مردم در برخی بازارها مداخله می‌کنند.

در اقتصادی مانند ایران که وابستگی بالایی به تجارت خارجی و ارز دارد، سیاستگزار باید برای تامین نیازهای اساسی و حیاتی اقتصاد برنامه داشته باشد. این الزاما به معنای ارزپاشی نیست. می‌توان بدون عرضه گسترده ارز، برای بخش‌های ضروری اقتصاد سازوکار تامین ارز ایجاد کرد.

صنعت‌خودرو نیز باید در همین چارچوب دیده شود. اگر سیاستگزار بخواهد صرفا با تزریق ارز، افزایش نرخ ارز را مهار کند، با توجه به محدودیت منابع ارزی، این سیاست نمی‌تواند در بلندمدت پایدار باشد. بنابراین باید هم‌زمان سمت عرضه ارز، مدیریت تقاضا، کنترل نقدینگی و کاهش وابستگی ارزی تولید مورد توجه قرار گیرد.

خودروسازان و قطعه‌سازان هم‌زمان با افزایش نرخ ارز با مشکل نقدینگی، نرخ بهره و مطالبات زنجیره تولید مواجه‌ هستند. آیا آن‌چه امروز به‌عنوان «اثر دلار بر قیمت خودرو» شناخته می‌شود، درواقع ترکیبی از افزایش نرخ ارز، هزینه تامین مالی، تورم داخلی و کمبود نقدینگی است؟

قطعا باید مجموعه این عوامل را در کنار یکدیگر دید. اگر تنها نرخ ارز را ببینیم، بخشی از واقعیت اقتصاد خودرو را نادیده گرفته‌ایم. نرخ بهره و هزینه تامین مالی برای بنگاه‌هایی که سرمایه در گردش بالایی نیاز دارند، بسیار مهم است. زمانی که نقدینگی در یک بنگاه یا زنجیره تولید کافی نباشد، بنگاه ناچار می‌شود برای ادامه فعالیت از منابع گران‌تر استفاده کند.

هزینه این منابع درنهایت به هزینه تولید اضافه می‌شود. بنابراین افزایش قیمت خودرو ممکن است حاصل ترکیب چند فشار هم‌زمان باشد. تورم داخلی نیز باعث افزایش دستمزد، هزینه انرژی، حمل‌ونقل، مواداولیه و خدمات می‌شود.

بنابراین حتی اگر نرخ ارز ثابت بماند، در یک اقتصاد تورمی هزینه تولید خودرو می‌تواند افزایش پیدا کند. به‌همین دلیل برای تحلیل دقیق قیمت خودرو باید یک زنجیره کامل را بررسی کرد؛ از نرخ ارز و واردات گرفته تا مواداولیه، هزینه سرمایه، نقدینگی، دستمزد و انتظارات. تقلیل همه این عوامل به یک متغیر، یعنی نرخ دلار، تحلیل دقیقی ارائه نمی‌دهد.
 

اگر محدودیت‌های ارزی و تحریم‌ها در کوتاه‌مدت ادامه داشته باشد و نرخ ارز همچنان تحت‌تاثیر تحولات سیاسی نوسان کند، آیا صنعت‌خودرو می‌تواند با افزایش داخلی‌سازی و اصلاح زنجیره‌تامین، اثر این شوک‌ها را مهار کند یا بدون ثبات در بازار ارز، هر سیاست صنعتی دیگری نیز درنهایت به افزایش هزینه و قیمت خودرو منجر خواهد شد؟

افزایش داخلی‌سازی می‌تواند بخشی از وابستگی صنعت‌خودرو به ارز را کاهش دهد؛ اما داخلی‌سازی به معنای حذف کامل وابستگی ارزی نیست. اگر تجهیزات، فناوری، مواداولیه یا سرمایه مورد نیاز برای تولید همچنان به خارج وابسته باشد، بخشی از ریسک ارزی باقی خواهد ماند. بنابراین داخلی‌سازی باید واقعی باشد و صرفا به تغییر محل مونتاژ یا تولید یک قطعه محدود نشود. اگر قرار است وابستگی ارزی کاهش پیدا کند، باید زنجیره‌تولید از مواداولیه تا فناوری و ماشین‌آلات تقویت شود. با وجود این، نمی‌توان انتظار داشت صنعت‌خودرو به‌تنهایی مساله نوسان نرخ ارز را حل کند. تا زمانی که محدودیت منابع ارزی وجود دارد و نرخ ارز از تحولات سیاسی و روابط خارجی تاثیر می‌پذیرد، بخشی از این ریسک به تولید منتقل خواهد شد. بنابراین اصلاح ساختار صنعت‌خودرو باید هم‌زمان با اصلاح شرایط کلان اقتصادی دنبال شود. درنهایت، بازار ارز را نمی‌توان با یک متغیر تحلیل کرد. تحولات سیاسی، میزان دسترسی به منابع ارزی، انتظارات و نقدینگی همگی در شکل‌گیری روند نرخ ارز نقش دارند و آثار این عوامل در صنعتی مانند خودرو، به‌دلیل پیوند گسترده با زنجیره‌تامین و تجارت خارجی، با سرعت بیشتری نمایان می‌شود.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha