خودروهای لوکس

واردات خودرو برای جانبازان یکی از سیاست‌هایی بود که با هدف تکریم ایثارگری و ایجاد امتیازی اقتصادی و رفاهی برای این قشر به اجرا درآمد. با این حال، انتخاب خودروهای گران‌قیمت و محدودیت‌های مالی بسیاری از مشمولان، موجب شده است این سیاست در عمل با پرسش‌ها و انتقادهایی جدی روبه‌رو شود.

در شرایطی که بخشی از جانبازان برای تامین هزینه‌های زندگی و نیازهای ضروری خود با محدودیت‌های اقتصادی مواجه هستند، اختصاص امتیاز واردات خودروهایی که خرید آن‌ها به سرمایه قابل توجهی نیاز دارد، الزاما به معنای برخورداری از یک حمایت موثر نیست. از سوی دیگر، واگذاری امتیاز واردات از سوی برخی مشمولان نشان می‌دهد میان آن‌چه سیاستگزار به‌عنوان امتیاز حمایتی تعریف کرده و آن‌چه جانبازان در زندگی روزمره به آن نیاز دارند، فاصله‌ای قابل تامل وجود دارد. این وضعیت ضرورت بازنگری در شیوه طراحی و اجرای سیاست‌های حمایتی در حوزه خودرو را مطرح می‌کند.

امین حبیبیان، کارشناس و فعال حوزه خودرو در گفت‌وگو با «دنیای‌خودرو» با انتقاد از نحوه اجرای طرح واردات خودرو برای جانبازان اظهار کرد: «واردات خودروهای لوکس در قالب حمایت از جانبازان نتوانسته خدمتی درخور ایثارگری این رزمندگان ارائه کند. بسیاری از جانبازان به‌دلیل شرایط اقتصادی و محدودیت توان مالی، امکان خرید خودروهای گران‌قیمت وارداتی را ندارند و در نتیجه برای تامین سایر نیازهای زندگی خود ناچار به فروش امتیاز واردات خودرو می‌شوند.» به‌گفته وی، سیاست حمایتی زمانی می‌تواند اثربخش باشد که متناسب با شرایط معیشتی، قدرت خرید و نیازهای واقعی جامعه هدف طراحی شود؛ در غیر این صورت، حتی اختصاص امتیازهای قابل توجه نیز نمی‌تواند به بهبود محسوس وضعیت زندگی مشمولان منجر شود.

 

واردات خودرو برای جانبازان با هدف قدردانی از ایثارگری این قشر و ارائه یک امتیاز حمایتی دنبال شد. با این حال، به نظر می‌رسد اجرای این سیاست نتوانسته انتظارات را برآورده کند. مهم‌ترین ایراد در طراحی و اجرای این طرح را چه می‌دانید؟

به اعتقاد بنده، یکی از مهم‌ترین ایرادات این طرح، بی‌توجهی به شرایط اقتصادی و قدرت خرید جانبازان در زمان تعیین سبد خودروهای وارداتی است. سیاستگزار تصور کرده است که اختصاص امتیاز واردات یک خودرو گران‌قیمت به جانبازان می‌تواند به‌خودی ‌خود یک اقدام حمایتی موثر باشد؛ درحالی که برای ارزیابی موفقیت چنین طرحی باید دید افراد مشمول تا چه اندازه امکان استفاده واقعی از این امتیاز را دارند. نمی‌توان صرفا با اختصاص امتیاز واردات یک خودرو گران‌قیمت ادعا کرد که خدمتی درخور شأن این افراد ارائه شده است. بسیاری از جانبازان با توجه به شرایط اقتصادی و هزینه‌های مختلف زندگی، امکان تامین سرمایه مورد نیاز برای خرید چنین خودروهایی را ندارند. بنابراین، امتیازی که قرار بوده موجب رفاه و آسایش آن‌ها شود، ممکن است در عمل به فرصتی تبدیل شود که امکان بهره‌برداری از آن برای همه مشمولان وجود ندارد. معتقدم، حمایت واقعی باید با در نظر گرفتن شرایط زندگی و امکانات مالی افراد طراحی شود. اگر قرار است امتیازی در اختیار جانبازان قرار بگیرد، باید به‌گونه‌ای باشد که بخش عمده‌ای از آن‌ها بتوانند از مزایای آن استفاده کنند؛ نه اینکه صرفا روی کاغذ از یک امکان برخوردار باشند.

 

بخش قابل توجهی از خودروهای در نظر گرفته‌شده برای جانبازان در گروه خودروهای لوکس و گران‌قیمت قرار دارند. آیا انتخاب چنین خودروهایی با شرایط اقتصادی و توان مالی بسیاری از جانبازان تناسب دارد؟ اساسا این خودروها تا چه اندازه پاسخگوی نیاز واقعی این قشر هستند؟

واقعیت این است که خودروهای لوکس و گران‌قیمت لزوما پاسخگوی نیازهای روزمره جانبازان نیستند. در این طرح باید میان ارزش اقتصادی خودرو و میزان کارایی آن برای فرد مشمول تفاوت قائل شد. ممکن است یک خودرو از نظر امکانات، برند و ارزش وارداتی در سطح بالایی قرار داشته باشد، اما خرید آن برای جانبازی که با محدودیت‌های مالی روبه‌رو است، عملا امکان‌پذیر نباشد. نباید فراموش کنیم که جانبازان نیز مانند سایر افراد جامعه با هزینه‌های مختلف زندگی مواجه هستند و در بسیاری از موارد، مسائل معیشتی، درمانی و خانوادگی اولویت بیشتری نسبت به خرید یک خودرو گران‌قیمت دارد. در چنین شرایطی، نمی‌توان انتظار داشت که فرد برای استفاده از امتیاز واردات، بخش قابل توجهی از دارایی یا منابع مالی خود را به خرید خودرویی اختصاص دهد که شاید در اولویت نیازهای او قرار نداشته باشد. از سوی دیگر، باید به نوع نیازهای حرکتی و شرایط جسمی جانبازان نیز توجه شود. خودرو مناسب برای این گروه صرفا خودرویی با امکانات رفاهی بالا یا برند معتبر نیست؛ بلکه باید از نظر سهولت استفاده، دسترسی و تناسب با شرایط جسمی فرد نیز کارایی داشته باشد. بنابراین، به اعتقاد من، در طراحی این طرح باید امکان انتخاب خودروهای اقتصادی‌تر و کاربردی‌تر نیز فراهم می‌شد تا جانبازان بتوانند متناسب با شرایط خود تصمیم بگیرند.

 

چرا برخی جانبازان به جای استفاده از امتیاز واردات خودرو، ترجیح می‌دهند آن را واگذار کنند؟ آیا فروش این امتیاز را باید یک انتخاب اقتصادی و شخصی دانست یا نشانه‌ای از فاصله میان سیاست حمایتی دولت و واقعیت‌های معیشتی جامعه هدف است؟

برای تحلیل این موضوع باید شرایط اقتصادی افرادی را که مشمول این طرح هستند در نظر گرفت. وقتی فردی امتیاز واردات یک خودرو گران‌قیمت را دریافت می‌کند، اما توانایی پرداخت هزینه خرید، عوارض و سایر مخارج مرتبط با واردات و تحویل خودرو را ندارد، طبیعی است که به واگذاری این امتیاز فکر کند. درواقع، ممکن است دریافت وجه حاصل از واگذاری امتیاز برای او در مقطع فعلی کاربرد بیشتری از مالکیت یک خودرو لوکس داشته باشد. نباید این واقعیت را نادیده گرفت که بسیاری از خانواده‌ها با هزینه‌های سنگین زندگی مواجه هستند و جانبازان نیز از این شرایط مستثنا نیستند. ممکن است یک جانباز برای تامین هزینه‌های ضروری خانواده، پرداخت بدهی‌ها یا رسیدگی به سایر نیازهای خود به نقدینگی احتیاج داشته باشد. در چنین وضعیتی، فروش امتیاز واردات می‌تواند از نگاه او تصمیمی منطقی و متناسب با اولویت‌های اقتصادی‌اش باشد. هرچند این موضوع را نباید صرفا به انتخاب شخصی افراد تقلیل داد. زمانی که بخش قابل توجهی از مشمولان امکان استفاده مستقیم از امتیازی را که برای حمایت از آن‌ها در نظر گرفته شده ندارند، باید در نحوه طراحی سیاست نیز بازنگری کرد. هدف یک طرح حمایتی نباید صرفا تخصیص امتیاز باشد؛ بلکه باید شرایطی فراهم شود که فرد مشمول بتواند بدون تحمیل فشار مالی مضاعف از مزایای آن بهره‌مند شود.

وقتی جانبازی برای تامین هزینه‌های زندگی و نیازهای ضروری خود ناچار به فروش امتیاز واردات خودرو می‌شود، آیا می‌توان گفت سیاستگزار در تحقق هدف حمایتی این طرح موفق بوده است؟

به نظر من، موفقیت یک سیاست حمایتی را باید با میزان بهره‌مندی واقعی جامعه هدف سنجید، نه تعداد امتیازهای تخصیص‌یافته یا خودروهای ثبت سفارش‌شده. ممکن است از نظر آماری تعداد زیادی امتیاز واردات در اختیار جانبازان قرار گرفته باشد، اما این آمار به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که این افراد توانسته‌اند از مزایای طرح استفاده کنند یا شرایط اقتصادی و رفاهی آن‌ها بهبود پیدا کرده است. اگر فردی که قرار بوده از این سیاست منتفع شود، به‌دلیل نداشتن توان مالی امکان خرید خودرو را نداشته باشد و برای تامین نیازهای ضروری زندگی خود به فروش امتیازش روی بیاورد، نمی‌توان با اطمینان از تحقق هدف حمایتی طرح صحبت کرد. در چنین شرایطی، باید بررسی شود که آیا سیاستگزار در انتخاب خودروها، تعیین ضوابط و پیش‌بینی شرایط مالی مشمولان، ارزیابی دقیقی انجام داده است یا خیر. نکته مهم این است که جانبازان نباید برای استفاده از یک امتیاز حمایتی در موقعیتی قرار بگیرند که ناچار شوند میان خرید خودرو وارداتی و تامین سایر نیازهای زندگی خود یکی را انتخاب کنند. فلسفه چنین طرح‌هایی باید کاهش دغدغه‌های این قشر و فراهم کردن امکان برخورداری از خدمات و امکانات مناسب باشد. بنابراین، اگر سازوکار اجرایی طرح با توان مالی و نیازهای واقعی جانبازان هماهنگ نباشد، حتی با وجود تخصیص امتیازهای متعدد نیز نمی‌توان آن را یک سیاست حمایتی موفق ارزیابی کرد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار